محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
302
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و عبد اللّه خان ، بعد از تسخير هرات و تخريب آن بلدهء جنت صفات ، يكى از مقرّبان خود را كه به كوكلتاش ملقب بود بر بقية السيف حاكم ساخته ، او را بمعمورى و آبادانى آن مملكت تكليف و ترغيب نمود و علم توّجه بجانب مشهد مقدس برافراخت و چون حاكم مشهد از توّجه اوزبكان يأجوج عدد خبردار گرديد ، به قدر مقدور و نحو ميسور در محافظت برج و باره كوشيده نهايت حزم و احتياط بجاى آورده غايت سعى و نهايت جهد در ضبط و ربط آن بلدهء كعبه مرتبه بتقديم رسانيده و عبد اللّه خان ، پس از وصول به ظاهر آن بلده ايلچى نزد ابراهيم خان كه برادر مرشد قليخان و حاكم مشهد بود فرستاده پيغام داد كه در اختيار اين دو امر چه صلاح مىبينى ، ريختن خون بندگان خدا ، يا تسليم كردن شهر به نوّاب ما ؟ ابراهيم خان پس از مشورت و مصلحت با عقلاء و ارباب دانش ، جمعى از سادات رفيع الدرجات و افاضل عظيم البركات را با تحف لايقه به خدمت عبد اللّه خان ارسال داشت و چهل روز مهلت خواست به اين مضمون كه اگر تا انقضاى چهل روز نواب اعلى بنفس اقدس متوّجه اينجانب شد ، يا لشكرى ظفر اثر به اين كشور فرستاد فبها و نعم ، و الا ظاهرست كه بنده تاب مقاومت با نوّاب خانى ندارد ناچار شهر تسليم بايد كرد ، بلكه حلقهء متابعت در گوش و غاشيهء مبايعت بر دوش ، در سلك ملازمان درآيد و عبد اللّه خان قبول اين شرط كرده چند روزى در ظاهر مشهد مقدس اقامت نمود و پيش از چهل روز كوچ كرده متوجه ولايت بلخ و طخارستان گرديد . « يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ » . ذكر شمهاى از كيفيت حالت و آثار عظمت و جلالت مرشد قليخان يكان و بيان كشته شدن او بتيغ قهرمان قهر پادشاه صاحبقران در آن تاريخ كه حسب الحكم جليل نوّاب شاه اسمعيل ، در دار السلطنهء هرات ، بناى حيات شاهقلى سلطان يكان را منهدم ساختند ، مرشد قليخان با برادران ، از